تبليغاتX
افسانه ی عاشقی
افسانه ی عاشقی

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند...


زیبایی تو

یکی از این روزها
از خاکستر خود بر می خیزم
تو آمده ای
و جهان کنار تو
علف زاری مه آلود
با تیرک شکسته تلفن نیست
شور است و امید
و رستگاری ابدی
دیگر به مرگ نمی اندیشم
زیبایی تو
مرا نجات داده است


یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 |

                             Love  مخفف عبارات :

 

         Lake of sorrow (درياچه ي غم):                   Ocean of tears   (اقيانوس اشك)

                    

            Valley of death  (دره مرگ):                           End of life (آخر زندگي)!

                  

                                         


پنجشنبه هفتم آذر 1387 |

عشق

  عشق یعنی ...

عشق یعنی تا ابد پرواز کردن

 زندگی را با خوشی ها ساز کردن

 عشق یعنی از اول تا انتها

 مثنوی های دلم را یک به یک معنا کردن

 عشق یعنی عاشق فرهاد گشتن

 درهای کوه سنگ کندن ، غصه را شیرین کردن

 عشق یعنی عاشق ، یعنی معشوق

 عشق یعنی زندگی را با خدا آغاز کردن

 عشق یعنی انقلابی در درون

 از محبت کوزه های را لبریز کردن


شنبه سیزدهم مهر 1387 |

در دادگاه عشق ...

 قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان .

قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار ا ز من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ...

 دوستت دارم و خدا حافظ دوست خوب


شنبه نهم شهریور 1387 |

عکس

 

 بدو بدو  عکس های جدید عاشقانه رسید ادامه مطلب کلیک کن


دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 |

قطرات تنهايي من

مردي از آتش زني از خاک

آتشي که ميسوزاند خاکي که مي روياند

اما چه شد که اين بار تو مي سوزاني؟

ما از بدو تولد تا ختم آخرين جرعه نفس هايمان به دنبال

رسيدن به انتهاي پنجره ايم و عشق روزنه ايست

براي رسيدن به انتهاي پنجره دوست داشتن ....!

حالا ديگر باران هم که نبارد صداي چکاچک چکه هاي آب را مي شنوي

خيس مي شوي از باراني که نباريده است


دستت را روي گونه ات بکش قطره هاي باران هم گاهي

شبيه اشک مي شوند انگارچکه هاي عشق از چشم ابر باريده باشند .

گريه ميشوند شکل باران و

تو خيس ميشوي زير بارش قطره هاي باراني که مزه شوري اشک دارند

گاهي همه چيز به سادگي پيچيده مي شود.آن تکه ابر کوچک را

که به ياد داري؟ همان که آمده بود که دمي بماند ؟ و ببارد !؟ مي آيد

مي ماند ٬ باران مي بارد

و ديگر فرقي نميکند که هواي پيرامون تو چگونه باشد ؟

تکه ابر کوچک ميماند و ميبارد. و تو خيس مي ماني

هميشه خيس خيس از باراني که بي امان مي بارد

آن اتفاق ساده افتاده است به همين سادگي باران باريده است و تو

خيس شده اي .آري آن اشک من بود که از فراغ و نبودنت

بر آسمانت مسکن داشت و چشمانم باريد و باريد و گونه هايت خيس شد

حواست کجاست؟

حالا اگر هر شب هم رعد و

برقي آسمان را بشکافد تا پاره پاره شود و

اگر خيزابهاي سهمگين بتازند بر هر چه ساحل و کرانه

است و اگر کوه هاي يخ و سنگي به چرخش در ايند و

اگر تمام تابستان برف ببارد و تمام زمستان

آفتاب بتابد و اگر سپيده دم و غروب خونين شوند

در زمينه اي خاکستر و اگر تمامي رودها در

سربالايي ها جريان يابد و اگر رنگي کمانها قوسي داشته باشند

تا انتهاي افق و اگر آبشارها و تالابها يه همديگر برسند

و اگر تمامي انسانها براي پرنده ها نوا سر دهند

باز هم فرق زيادي نميکند .

آري تو خيس گشته اي و گونه هايت خيس است

از                                                                          
قطرات تنهايي من


سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 |

عاشقانه

 

 اگر دنبال عکس های عاشقانه هستید  ادامه مطلب کلیک کنید   


دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 |

ای کاش

  ای کاش

       ای کاش خواننده بودم و از تو می خواندم

       ای کاش نویسنده بودم و از تو می نوشتم

ای کاش راننده بودم وبا تو همسفر جاده ها بودم

 

ای کاش نقاش بودم و تو را نقاشی می کردم

 

 

   ای کاش ستاره بودم و تو شعرم بودی

 

 ای کاش من ساعت بودم و تو عقربه هایم بودی

 

ای کاش در قلبت جای داشتم تا می دانستی که چقدر

 

" دوستت دارم "

  


شنبه یازدهم اسفند 1386 |

غم تنهایی

غم تنهایی و اندوه مرا درک کنید

تک گل سرخ مرا چیده خزان لا اقل قلب مرا همنفس عشق کنید

 از سر شاخه ی خشکیده ی احساس و جنون بگذارید فرو ریزم تا باز زیر قدم رهگذران ناله کنم و بدانم که اسیر غم عشق یعنی از بودن خود دل کندن یعنی از کوچه تردید گذشتن و رسیدن به خیابان یقین


پنجشنبه بیستم دی 1386 |

جاده عشق تا اطلاع ثانوي ليز و لغزنده مي باشد

 از عاشقاني كه قصد سفر در اين جاده را دارند

خود را به زنجير محبت و صميميت مجهز كنند.       پليس راه عاشقان

 


جمعه نهم آذر 1386 |

محو تماشا

گفته بودي که چرا محو تماشاي مني

وآنچنان مات که يک دم مژه بر هم نزني

مژه بر هم نزدم تا که زدستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني


سه شنبه دهم مهر 1386 |

مرگ عشق

 

روي تخته سنگي نوشته شده بود:

اگرجواني عاشق شد چه کند؟

من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟

من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.

اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم


دوشنبه پنجم شهریور 1386 |

زندگي سخت نيست ما سخت ميکنيم. دلها تنگ نيست ما تنگش مي کنيم. عشق قشنگ نيست ما رنگش ميکنيم. دله هيچکس بد نيست ما سنگش مي کنيم...


جمعه پنجم مرداد 1386 |

دوستت دارم

 

 

اگه می دونستی قطره ی بارون وقت دورشدن از ابرا چه حسی داشت "

 اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتیها چه تنها میشه "

 اگه می دونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه "

 اگه می دونستی که رفتنت چه اتشی بر جانم کشید

اون وقت این قدر راحت نمی گفتی : خداحافظ .


پنجشنبه چهارم مرداد 1386 |

حالگيري

50 راه حالگيري:

 

 مژده ، مژده!!! نه ببخشين منظورم اينكه توجه ، توجه! خوندن اين مطلب براي اشخاص زير 17 سال منع قانوني و شرعي و اخلاقي و ادبي و سياسي و اقتصادي و ... خلاصه ممنوعه! ولي اگه هم كسي خواست بخونه و زبونم لال? نچ نچ نچ? زير 17 سالشه ، هيچ اشكالي نداره! من راضيم!?

راه 1: سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن!

راه 2: وقتي مي خواين برين دست به آب ، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!

راه 3: وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفرديگه بپرسين!

راه 4: كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين!

راه 5: ورقهاي جزوه ء 400 صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي

پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين!

راه 6: جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين!

راه 7: توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 40 كيلومتر در ساعت حركت كنين!

راه 8: وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين!

راه 9: روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ?اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!?

راه 10: از بستني فروشي بخواين كه اسم 30 نوع از بستنيها رو براتون بگه!

راه 11: در يك جمع ، سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين!

راه 12: به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين!

راه 13: وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين!

راه 14: وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين!

راه 15: موقع ناهار توي يك جمع ، جزئيات تهوع و 1گلاب به روتون2 استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين!

راه 16: ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين!

راه 17: بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!

راه 18: شمعهاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين!

راه 19: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين!

راه 20: وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته!

راه 21: صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين!

راه 22: روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب كنين!

راه 23: وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده!

راه 24: وقتي كسي در يك جمع جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود!

راه25 : چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين!

راه 26: بادكنك بچه ها رو بتركونين!

راه 27: مرتب اشتباهات لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بخندين!

راه 28: وقتي دوستتون موهاي سرش رو كوتاه مي كنه بهش بگين كه موي بلند بيشتر بهش مياد!

راه 29: بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين!

راه 30: كليد آپارتمان طبقه 10 تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ? اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره!?

راه 31: ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين!

راه 32: توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين!

راه 33: هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون بهتره!?

راه 34: حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين!

راه 35: نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين!

راه 36: دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين!

راه 37: عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين!

راه 38: پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه 1 دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 360 درجه در جهات مختلف بچرخونين!

راه 39: با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين!

راه 40: شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين!

راه 41: موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين!

راه 42: توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين!

راه 43: شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين!

راه 44: توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين!

راه 45: توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين!

راه 46: جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين!

راه 47: يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين!

راه 48: توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه!

راه 49: چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين!

راه 50: همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!


سه شنبه دوم مرداد 1386 |

ديونتم

                             

  توي زندون عشق تو اينقدر شلوغ ميکنم وزندون

      و بهم مي زنم تا مجبور بشي منو بذاري

                   توي انفرادي قلبت 

 


دوشنبه یکم مرداد 1386 |

دلم تنگ است......

    براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

    براي عشق قبول كن

            ولي غرورت را از دست نده .

    براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

    براي عشق مثل شمع بسوز

           ولي نگذار پروانه ببينه.

   براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

   براي عشق جون خودتو بده

          ولي جون كسي رو نگير .

   براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

   براي عشق زندگي كن

          ولي عاشقونه زندگي كن .

   براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

                                                               براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 


یکشنبه سی و یکم تیر 1386 |

وقتی نیستی....

وقتي نيستي هرچي غصه است تو صدامه وقتي نيستي

 هرچي اشكه تو چشامه از وقتي رفتي ،

دارم هر ثانيه از غصه رفتنت ميسووزم كاشكي بودي

 و ميديدي كه چي آوردي به روزم


یکشنبه سی و یکم تیر 1386 |

رویا

می دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟

وقتي ميخواي گريه کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟

وقتي ميخواي کسي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟

چون قشنگ ترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيست ............



یکشنبه سی و یکم تیر 1386 |

مطالب گذشته ....

 

ساغر و می

تنهايم....

خواندنيهاي خيلي خيلي عاشقانه

بگو كجايي.....

چشم تو در انتظار نامه اي

عاقبت از عشق تو خاك كليسا ميشوم

عاشقی دروغه

آخرين بار كه او را ديدم گردنبند صليبي به او هديه دادم

امروز هم از کیمیای نام تو ...

من نمرده ام


شنبه سی ام تیر 1386 |



بهترين مترجم کسي است که سکوت ديگران را ترجمه کند

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند...

امروز، اولین روز از بقیه عمر شماست، پس اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید

badboy_mc2007@yahoo.com

عاشقي
بازی بوش

زیباترین قالب های وبلاگ

RSS 2.0